اون قَدَر از تو میگم که میون اسم تو توی آسمون عشق رنگین کمون پیدا بشه
اون قَدَر عاشق میشم که تو سرزمین عشق بعد مجنون یه نفر صاحب نشون پیدا بشه
تو مگه قلب منی که صدای نفسات هر جا هستم با منه ؟
تو مگه عمر منی که دم و بازدمم تو رو فریاد میزنه ؟
فقط تو رو داره فریاد میزنه .....
این شعر را نیز تقدیم میکنم به تنها بهانه زنده بودنم ( همسرم )
معرفي اين پست به دوستان
قسم به عشقمون قــــسم همش برات دلواپسم
قرار نبود اینـــجوری شه یهو بشی هــمه کـسم
راستی چی شد چه جوری شد
اینجوری عاشـــــــــقت شدم
شاید می گم تقصــــیر توست
تا کم شه از جرم خودم
این شعر را تقدیم به همسر عزیزم می کنم
معرفي اين پست به دوستان

به کعبه گفتم تو از خاکي منم خاک،
چرا بايد به دور تو بگردم ؟؟؟
ندا آمد تو با پا آمدي بايد بگردي ،
برو با دل بيا، تا من بگردم!!
معرفي اين پست به دوستان
تو را به جای همه کسانیکه دوست نداشته ام دوست میدارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
معرفي اين پست به دوستان
معرفي اين پست به دوستان

اگر پدرم زنده بود حتماً امروز را جشن می گرفتم و بهش تبریک می گفتم . آخه امروز روز تولدشه ولی اون خیلی زود ما تنها گذاشت و رفت پیش خدا
سفری رفت که دیگه هیچ برگشتی در آن نبود .
لحظه خدافظی به سینه ام فشردمت
اشک چشمام جاری شد دست خدا سپردمت
دل من راضی نبود به این جدایی نازنین
عزیزم منوببخش اگه یه وقت آزردمت
گفتی به من غصه نخور میرم و برمیگردم
همسفر پرستوها میشم و برمیگردم
گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی
گفتی تا چشم هم بزنی میرم و برمی گردم
عزیز رفته سفر کی بر میگردی
چشمونم مونده به در کی بر میگردی
رفتی و رفت از چشام نور دو دیده
ای ز حالم بی خبر کی برمیگردی؟؟؟؟!!!!!!!
ولی چه فایده اون دیگه برنمی گرده.......
معرفي اين پست به دوستان

تو آخرین طبیبی که لحظه های آخر به داد من رسیدی
تو نوری از خدایی که پیغام خدا را به گوش من رساندی
به روح من دمیدی
زیباترین بهاری
پایان انتظاری
برای من تنها
تو یک حریم امنی
تو بهترین داوایی
برای خستگیها......!!!!!!!
یاد بانوی آواز ایران مهستی گرامی باد ...روحش شاد
معرفي اين پست به دوستان
مادرم گفت :
خدایا آنکه در تنهاترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت
تو در تنهاترین تنهاییش تنهایش نگذار ........
معرفي اين پست به دوستان
معرفي اين پست به دوستان
به دنیا بگویید بایستد
من دیگه خسته شدم بسکه چشام بارونیه
پس دلم تا کی فضای غصه را مهمونیه
من دیگه بسه برام تحمل این همه غم
بسه جنگ بی طمع برای هر زیاد و کم
وقتی فا یده ای نداره غصه خوردن واسه چی
واسه عشقای تو خالی ساده مردن واسه چی
نمی خوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم
نمی خوام گناه بی عشقی بیفته گردنم
نمی خوام در به در پیچ و خم این جاده شم
واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم
یا یه موجود کم و خالی و پر افاده شم
وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم
همه حرف خوب میزنن امٌا کی خوبه این وسط
بد و خوبش به شما ما که رسیدیم ته خط
قربونت برم خدا چقدر غریبی رو زمین
آره دنیا ما نخواستیم دلو با خودت نبین
نمی خوام در به در پیچ و خم این جاده شم
واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم
یا یه موجود کم و خالی و پر افاده شم
وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم
این همه چرخیدیو چرخوندی آخرش چی شد
اون بلیط شانس دائم بگو قسمت کی شد
همه درویش همه عارف جای عاشق پس کجاست
این همه طلسم و ورد جای خوش دعا کجاست
نمی خوام در به در پیچ و خم این جاده شم
واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم
یا یه موجود کم و خالی و پر افاده شم
وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم
معرفي اين پست به دوستان
در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وكيلم دلم و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان . قاضي نامم را بلند خواند وگناهم رادوست داشتن تو اعلام كردو پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ . كنارچوبه يه دارازمن خواستند تاآخرين خواسته ام را بگويم و من گفتم : به تو بگويند ... دوستت دارم
معرفي اين پست به دوستان
من دوباره اومدم
در میان راه زندگی ، در فاصله ی بین شک تردید ، در آن زمان که قناریهای دلشکسته آواز سر می دهند ، وجودت را خواهانم .
مادرم بدان که قلبم با گرمی تپشهای قلب تو به تپش در خواهد آمد و نگاه من ستایشگر بودن توست و چشمهای تو نگران راه دراز زندگی من .
ناب ترین لحظه های زندگی خود را به پایت خواهم ریخت ؛ به پای مادری که شانه هایش آشنای دیرینه ام است و آغوش گرمش حکایتها برایم می سراید.
معرفي اين پست به دوستان
تار و پود هستی ام بر باد رفت اما نرفت
عاشقی ها از دلم دیوانگی ها از سرم
دوستان عزیز با عرض معذرت تصمیم دارم برای یه مدت وبلاگ نویسی را بزارم کنار.
خودم هم نمی دونم چرا ولی یه جورایی از نظر روحی دچار مشکل شدم.اصلا"حوصله
نوشتن را ندارم.تنها خواهشی که از شما دارم اینه که دعا کنید دلتنگیهام و انتظارم هر چه
زودتر تمام بشه .ممنون از لطف شما
موفق باشید
در پناه حق
معرفي اين پست به دوستان

کوفه امشب التهاب محشر است.
کوفه امشب کربلایی دیگر است.
جبرییل آوای غم سر داده است
در فلک شوری دگر افتاده است.
تیر غصه بر دل زارم نشست
تیغ دشمن فرق مولایم شکست.
قلب مجنون سوی صحرا می رود
حیدر امشب سوی زهرا می رود.
شهادت پدر یتیمان مولای متقیان را به شما دوستان عزیز تسلیت عرض میکنم.
معرفي اين پست به دوستان
دلهایمان زمستان است.خورشید دیگر نمی خندد.بهارمان پژمرده و پای امیدمان فرسوده.چه سخت است در دل گریستن و به زبان هیچ نیاوردن .....چه دشوار است اشک دیده را درماتمکده دل جاری ساختن.......
غم دل به هر که گویم به نظر کند حقیرم به که راز دل بگویم که بدین قفس اسیرم
معرفي اين پست به دوستان
روزي که به دنيا مي آييم در گوشمان اذان مي گويند و روزي که مي ميريم برايمان نماز مي خوانند . زندگي چيست ؟؟؟ فاصله ميان اذان تا نماز ؟؟؟!!!
معرفي اين پست به دوستان
کاش باران بیشتر باریده بود آنگاه این نهال خود جنگلی شده بود.ولی افسوس که نه این دنیا جای این همه جنگل را دارد و نه ابرها معرفت این همه باریدن را.
معرفي اين پست به دوستان
تار و پود هستیم بر باد رفت اما نرفت عاشقی ها از دلم دیوانگی ها از سرم
در تمام لحظات تنها یی ام که گویی پایان نخواهد یافت تنها به تو می اندیشم . به تو که احساس مرا نادیده نخواهی گرفت و مرا قبل از آنکه در مرداب اندوه غرق شوم نجات خواهی داد.عشق مرا خواهی ستود و در باغ کوچک قلبم گل امید خواهی کاشت.تنها چیزی که برایم ارزشمند است تو هستی.تویی که نمی توانم حتی در خیالم به بی تو بودن فکر کنم.نمی دانم تا کی باید صبر کنم اما دوباره صبر می کنم چون عادت کرده ام یاد بگیرم غیر از صبر کردن و تسلی یافتن با خاطرات زیبایت چاره ای ندارم.نیامدنت قلبم را سخت می فشارد اما به امید آمدنت تا لحظه مرگ می مانم . یا تو خواهی آمد یا در آغوش مرگ تا ابد خواهم خوابید.......
در پیش بیدردان چرا فریاد بی حاصل کنم گرشکوه ای دارم زدل با یارصاحبدل کنم
غرق تمنای توام موجــــــی ز دریای توام من نخل سرکش نیستم تا خانه درساحل کنم
معرفي اين پست به دوستان
فرشته از سنگ پرسيد : چرا از خدا نمی خواهی که تو رو انسان کنه؟
سنگ گفت : هنوز آنقدر سخت نشدم که انسان بشم
معرفي اين پست به دوستان
از آن لحظه که لطیف ترین شعر هستی را در گوش جانم خواندی عاشقانه دیدمت و دستانم را به دستان امنت سپردم تا با هم پلی بسازیم از عاطفه برای گذر کردن از لحظه ها.ای تنها ترین غزل زیبای دیوان زندگیم ای آنکه هر آنچه دارم از وجود پر مهر توست چگونه بیان کنم که بدانی وجود عاشقت عطر تمامی گلهاست.هنوز پرنده ای هستم که در آسمان چشمان تو پرواز می کند و آواز همیشه با تو بودن را می سراید.ای سر لوحه پاکی ها و ای ستاره آسمانها ای خوشبو ترین گل در میان گلها دوستت دارم .زندگی بدون تویعنی هیچ یعنی قلبی که از نبودنت میشکند ... . .همسرم وقتی تو چکیده تمام خوبیها هستی واژه دوستت دارم برای شکوه و عظمت قلب مهربانت چقدر بیرنگ است.قلب تو لانه ای است برای این پرنده .مهربانم دوستت دارم .....همیشه با من بمان.
پیشکش به تنها علت وجودم :همسر عزیزتر از جانم
معرفي اين پست به دوستان
خانه خراب تو شدم به سوی من روانه شو
سجده به عشقت میزنم منجی جاودانه شو
ای کوه پر غرور من سنگ صبور تو منم
ای لحظه ساز عاشقی عاشق با تو بودنم
روشن ترین ستاره ام می خواهمت می خواهمت
تو ماندگاری در دلم می دانمت می دانمت
ای همه وجود من
نبود تو نبود من
ای همه وجود من نبود تو نبود من
معرفي اين پست به دوستان
زندگی ریاضیاتی است که در آن میتوان شادیها را ضرب کرد اندوه ها را کم کرد علایق
را تجزیه کرد عیوب را زیر رادیکال برد اندیشه را جمع کرد خوبیها را تقسیم کرد عشق
را به توان رساندونفرتها را فاکتور گرفت........
در مقابل مشکلات زندگی طوری گریه کنید که چشمهایتان نفهمند
مبعث رسول اکرم را به شما دوستان عزیز تبریک عرض میکنم
معرفي اين پست به دوستان
معرفي اين پست به دوستان
غمی که تو دلمه اندازه یه عالمه چه جوری بیان کنم درد دلو با کلمه
چه جوری بیان کنم درد دل نهفتمو یکی نیست تا که بگم حرف غم نگفتمو
تنگه دلم یه جای دنج گوشه میخونه میخواد
عاشقمو دیونه ام همدم دیونه میخواد
چه سخته تشنه مردن کنار چشمه مردن چه تلخه خواستن اما به خواری جون سپردن
چه سخته گل بمیره در انتظار شبنم چه تلخه دل بمیره به نامرادی کم کم
کو دست مهربونی واسه نوازش دل
بده شراب عشقی برای خواهش دل
تنگه دلم یه جای دنج گوشه میخونه میخواد
عاشقمو دیونه ام همدم دیونه میخواد
تو راه پر خار و خسی نه همدل و هم نفسی
تنها و غربت زده ام تو جاده های بی کسی
با غم کهنه دلم با کوله بار خستگی
دل بسته ام تا پای جون من با همه دلبستگی
کو دست مهربونی واسه نوازش دل
بده شراب عشقی برای خواهش دل
تنگه دلم یه جای دنج گوشه میخونه میخواد
عاشقمو دیونه ام همدم دیونه میخواد
معرفي اين پست به دوستان
و حال كه آمده ام كاش زودتر مرگم فرا رسد
آخر چگونه مي توان در اين دنيا زندگي كرد ؟
دنيايي كه در آن آدمها روزي چندين بار عاشق مي شوند
دنيايي كه در آن عشق را فقط مي توان در ويترين كتابفروشي ها يافت
دنياي كه در ان محبت و صداقت مرده و جاي خود را به بي وفايي و دروغ داده
دنيايي كه در آن دروغ عادت و بي وفايي قانون و دلشكستن سنت شده است
دنياي كه در آن بايد عشق را به بها خريد
دنيا رو نگه دارين مي خوام پياده شم
![]()
![]()
![]()
معرفي اين پست به دوستان
امسال روز پدر رنگ دیگری برای من دارد.امسال 13 رجب حال دیگری دارم. سالهای پیش خانه ما رنگ و بوی دیگری داشت.سالهای پیش......
کاشکی خورشید غروب نمی کرد.کاشکی رودها نمی خشکیدند.کاشکی علفهای هرز هرگز نمی روییدند.کاشکی گلها پرپر نمی شدند.کاشکی بچه ها گریه نمی کردند.
کاشکی چشمی گریان نمی شد.کاشکی پروانه ها نمی سوختند.کاشکی ماهیها نمی مردند.من میدانم که چرا کوهها و دشتها عمر طولانی دارند...من میدانم که چرا عمر
پروانه ها کوتاه است ...این راز را شاخه سبزی به من گفت ..او گفت آنها خودشان را فدای روشنایی شمع می کنند.
کاشکی پدر نمی رفت.کاشکی او ما را تنها نمی گذاشت.کاشکی به جای سقف خانه سایه او بر سر ما بود.کاشکی او زنده بود وروز پدر را با او جشن می گرفتیم.
اما امسال نیز روز پدر را بر سر مزار او با چشمی گریان و دلی آکنده از غم جشن گرفتیم.اما همراهی و همدلی همسرم با من تحمل غم او را برایم آسانتر می کند.
معرفي اين پست به دوستان



